کتاب بیگانه اثر آلبر کامو نشر بهشت گمشدهThe Stranger
0 (0)

0دیدگاه کاربران

در انبار موجود نمی باشد

کتاب بیگانه اثر آلبر کامو نشر بهشت گمشدهThe Stranger

0 (0)

0دیدگاه کاربران

موجود

تومان۲۵.۰۰۰

محصولات مرتبط

نقد و بررسی اجمالی

کتاب بیگانه اثر آلبر کامو نخستین رمان او است، که در سال ۱۹۴۲ منتشر شد. در اصل قرار بود، آلبر کامو این کتاب را با دو کتاب دیگرش «افسانه سیزیف» و «کالیگولا» در یک جلد به چاپ برساند؛ اما نویسنده نتوانست هر سه را با هم منتشر کند. نویسنده داستان مرد بی تفاوتی به نام «مورسو» را باز گو می کند که دچار نوعی پوچ گرایی شده است.

فروشگاه اینترنتی برساد

نقد و بررسی

کتاب بیگانه اثر آلبر کامو نشر بهشت گمشده

“بیگانه” با نام انگلیسی “The Stranger”، مشهورترین اثر آلبر کامو، نویسنده، فیلسوف و روزنامه‌نگار بزرگ الجزایری- فرانسوی است. کامو در سال 1957 به خاطر «آثار مهم ادبی که به روشنی به مشکلات وجدان بشری در عصر حاضر می‌پردازد» برنده جایزه نوبل ادبیات شد. آلبر کامو پس از رودیارد کیپلینگ جوان‌ترین برنده جایزه نوبل و همچنین در بین برندگان نوبل ادبیات، کم‌ترین طول عمر را دارد و دوسال پس از بردن جایزه نوبل در یک سانحه تصادف درگذشت. با وجود این ‌که کامو یکی از متفکران کتب اگزیستانسیالیسم شناخته می‌شود، خودش همواره این برچسب خاص را رد می‌کرد. خود او می گوید که تمام عمر خود را صرف مبارزه با فلسفه پوچ‌ گرایی کرده است و عمیقا به آزادی های فردی اعتقاد دارد. در توضیحات پشت جلد بیگانه آمده است : ” اولی که زندانی شدم سخت ترین چیز این بود که فکرهایی که می کردم، فکرهای یک آدم آزاد بود؛ مثلا یک دفعه بدجوری دلم می خواست در ساحل باشم و کنار دریا قدم بزنم. وقتی صدای اولین موج هایی که به کف پایم می خورد از خیالم می گذشت و حس کردن آبی که به تنم می خورد و احساس راحتی و آزادی ام از این حال، یکدفعه متوجه می شدم چه قدر دیوارهای سلولم تنگ به من چسبیده اند. اما این حال چند ماهی بیشتر دوام نداشت. بعد از آن همه فکرهای من، فکرهای یک آدم زندانی بود. به انتظار هواخوری روزانه در حیاط یا ملاقات با وکیلم می نشستم

کتاب بیگانه اثر آلبر کامو نخستین رمان او است، که در سال ۱۹۴۲ منتشر شد. در اصل قرار بود، آلبر کامو این کتاب را با دو کتاب دیگرش «افسانه سیزیف» و «کالیگولا» در یک جلد به چاپ برساند؛ اما نویسنده نتوانست هر سه را با هم منتشر کند. نویسنده داستان مرد بی تفاوتی به نام «مورسو» را باز گو می کند که دچار نوعی پوچ گرایی شده است.
کتاب شامل دو فصل است؛
فصل اول: مورسو که در مراسم خاکسپاری مادرش شرکت می کند و کاملا بی تفاوت با این موضوع برخورد می کند؛ طی رویدادی مرتکب قتل می شود.
فصل دوم : محاکمه مورسو در مورد قتلی که انجام داده است.
براساس این کتاب فیلمی هم با این مضمون در ایتالیا ساخته شده است.

خلاصه ای از کتاب

مقدمه کتاب بیگانه با این نوشته شروع می شود: «در جامعه ی ما هر آدمی که سر خاکسپاری مادرش نگرید، خودش را در معرض این خطر در می آورد که محکوم به مرگ شود.»
«مادرم امروز مرد. شاید هم دیروز. نمی دانم» مورسو تلگرافی با این مضمون از نوانخانه ای که مادرش در آن جا زندگی می کرد، دریافت می کند.
(مورسو چون نمی توانست از مادرش در سال های آخر عمرش مواظبت کند پس او را در نوانخانه ای گذاشته بود تا از او مواظبت شود.)
مورسو در مراسم خاکسپاری مادرش شرکت می کند. او در مراسم تدفین مادرش هیچ ناراحتی و سوگواری از خود نشان نمی دهد و با بی تفاوتی از این مسئله می گذرد و به کار های روزانه اش می پردازد. از نظر او آدمی مانند مسافر است که بی جهت به این دنیا می آید و بعد از گذشت مدتی هم بیهوده می رود.
او با زنی به نام «ماری» آشنا می شود و با هم به سینما می روند و هر دو به استخر می روند و با هم رابطه ای را آغاز می کنند. روز بعد هم با سیگار کشیدن و تماشای خیابان می گذرد. روزهای دیگر هم به همین منوال سپری می شود.
مورسو با هر چیزی با بی اعتنایی برخورد می کند؛ مثلا وقتی که ماری از او می پرسد آیا دلش می خواهد با هم ازدواج کنند؟ پس مورسو با بی تفاوتی جواب می دهد؛ برایش فرقی ندارد و اگر ماری دوست داشته باشد با هم ازدواج می کنند.
مورسو با همسایه ای به نام «ریمون» آشنا می شود و کمک او به ریمون در مورد دختر عرب باعث خشم برادر دختر و چند عرب دیگر می شود. آن ها مورسو و ریمون را تعقیب می کنند، در ساحل به هم می رسند و شروع به زد و خورد می کنند، به درگیری می انجامد، ریمون دراین درگیری زخمی می شود. مورسو مرد عرب را می کشد و محکوم به قتل می شود.
او را بازداشت می کنند، زندان هم برایش مانند بازی است.
وقتی دید که در دادگاه به شدت با او برخورد می کنند، پس به یکباره خواست بگوید؛ قتل مرد عرب اتفاقی بوده و گرمای خورشید باعث قتل او شده است؛ اما باز احساس بی تفاوتی و بی اعتنایی سد راهش شد و چیزی نگفت. حکم دادگاه صادر شد، و او به اعدام محکوم شد. خودش را هر لحظه برای مرگ آماده می کند.

جملاتی از متن کتاب

ماری به سراغم آمد و از من پرسید که آیا حاضرم با او ازدواج کنم؟ جواب دادم برایم فرقی نمی کند و اگر او بخواهد می توانیم این کار را بکنیم و آن وقت خواست بداند که آیا دوستش دارم؟ همانطور که یکبار دیگر به او جواب داده بودم، جوابش دادم که این حرف هیچ معنایی ندارد، ولی بی شک دوستش ندارم! گفت پس در این صورت چرا با من ازدواج می کنی؟ برایش توضیح دادم که این امر هیچ اهمیتی ندارد، و اگر او مایل باشد ما می توانیم ازدواج کنیم. وانگهی اوست که این تقاضا را دارد و من فقط خوشحالم که می توانم بگویم بله آنگاه او خاطر نشان ساخت که ازدواج امر مهمی ست.
خوانده بودم که بالاخره در زندان، انسان مفهوم زمان را از دست می دهد.ولی این مطلب برایم معنی زیادی نداشت. نفهمیده بود که روزها تا چه حد می توانند هم کوتاه باشند هم بلند باشند بلند از این نظر که چقدر زیاد طول می کشیدند و چنان کشیده و گسترده بودند که بالاخره سر می رفتند و در هم می آویختند. روزها در این جا نام خود را از دست می دادند تنها کلماتی که برایم مفهومی داشتند کلمات دیروز و فردا بودند.

فروشگاه اینترنتی برساد

نمایش کامل نقد و بررسی
وزن150 گرم
موضوع

داستان های فرانسه

نویسنده/ نویسندگان

آلبر کامو

مترجم

مرضیه صادقی زاده

ناشر

بهشت گمشده

نوع جلد

شومیز

قطع

رقعی

تعداد جلد

1

تعداد صفحات

134

نمایش همه مشخصات کالا

.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه(نظر) ارسال کنند.

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

    هیچ پرسش و پاسخی ثبت نشده است.

پرسش خود را درباره این کالا بیان کنید

ثبت پرسش
انصراف ثبت پرسش