کتاب کوزه بشکسته اثر مسعود بهنود ناشر نشر علم
کتاب کوزه بشکسته اثر مسعود بهنود ناشر نشر علم
0 (0)

0دیدگاه کاربران

در انبار موجود نمی باشد

کتاب کوزه بشکسته اثر مسعود بهنود ناشر نشر علم

0 (0)

0دیدگاه کاربران

موجود در انبار

با خرید این کتاب 800 امتیاز بگیر

۸۰,۰۰۰ تومان

جهت استعلام موجودی با شماره تماس درج شده در پایین صفحه تماس حاصل فرمایید

محصولات مرتبط

نقد و بررسی اجمالی

کتاب کوزه بشکسته : چهار تا بودند. بی هیچ شباهتی به هم. وقتی چشم این جهانی یافتند و آن را گشودند. اولین جنگ بزرگ بشری، جنگی که همه جهان به نوعی درگیرش بود به پایان رسیده یا رو یه پایان بود. جنگ جهانگیر اول، چنان زخمی بر دل امیدواران زد که هیچ جنگی پیش از آن نزده بود.

فروشگاه اینترنتی کتاب برساد

نقد و بررسی

کتاب کوزه بشکسته اثر مسعود بهنود ناشر نشر علم

معرفی کتاب
کوزه بشکسته، زندگی دخترکی انگلیسی به نام آلیس است که محمدرضا پهلوی برای ادامه تحصیل مدتی را در خانه آنها سپری می کند. دخترکی که برخلاف جسته ظریفش روزگار نقشی برایش رقم می زند و سال ها بعد او را در وزارت امور خارجه انگلیس سمتی می بخشد که …داستان به اواخر حکومت رضا شاه(پهلوی اول )باز می گردد و در نهایت در پایان با سرعت و شتابی عجیب بدون گذر از بستر تاریخ به زمان حال (پایان قرن بیستم میلادی)می رسد …کوزه ی بشکسته در اصل روایتی است از: :”محمدرضا پهلوی”، “مهرپور تیمورتاش”، “حسین فردوست” و دختری به نام “آلیس”. “آلیس” دختر “کلنل گلن وایت” از نظامیان با سابقه انگلیسی در جنگ هند و “لیدی شارلوت” است. داستان به اواخر سلطنت رضا شاه برمیگردد. ولیعهد به همراه سه نفر، از طرف رضا شاه برای تحصیل به سوئیس اعزام میشود. همراهان حسین فردوست است و دو دیگر مهرپور و هوشنگ، دو فرزند تیمورتاش. هوشنگ تیمورتاش در نیمه راه سفر، مسیرش را جدا میکند، و برای تحصیل به آلمان میرود، و آن دیگران مهرپور، فردوست، و ولیعهد، برای تحصیل به سوئیس میروند. آلیس در همان خانه زندگی میکند که این سه دانشجو اقامت دارند…”گفت پیرزنی چینی هر روز به سرچشمه می رفت و دو کوزه خود را می برد که آب مصرفی خانواده را تامین کند. اما یکی از این کوزه ها شکسته بود و ترک خوره و در فاصله چشمه تا کلبه پیرزن بیشتر آبش به زمین می ریخت و هدر می شد. پیرزن این می دانست و کاری برای تعمیر یا تعویض کوزه شکسته نمی کرد و چنین بود ماه ها و فصل ها.روزی کوزه بشکسته به پیرزن گفت چرا مرا نمی شکنی و از زحمت نجات نمی یابی. کوزه ای نو چرا نمی گیری که آبش هدر نرود و به خانه برسد.پیرزن دسته کوزه را گرفت و برد کنار جاده ای که هر روز از آن می رفت و می آمد، از چشمه به کلبه. نشانش داد که یک طرف جاده غرق گل بود. گفت می دانی این ها از اثر شکستگی تست.این همان آبی است که هر روز از ترک تو ریخته شده.من در راه دانه هایی کاشتم و تو آبشان دادی و اینک باغچه ای پر گل داریم.حالا کوزه سالم به تو حسد می برد.منت تو بر سر من و گل هاست./ برگرفته از کتاب کوزه بشکسته اثر مسعود بهنود.”بهنود درباره این اثر می گوید: آلیس تمام شد. پنج سال کار کردم و تمام شد. و انگار تمام شدم. در حدود سی قصه نوشته ام کوتاه و بلند. هیچ یک مانند آلیس انرژی نگرفت. حالا می شود کتابی و دیگر مال من نخواهد بود و متعلق است به تمام کسانی که آن را می خوانند. همان طور که خانوم دیگر مال من نیست و امینه هم و دیگران.دیروز که تمام شد و دیدم که نامش را دادم کوزه بشکسته . در دفتر برای خودم نوشتم :هیچ کس بی سئوال نمی رود از این جهان. همه کس کوزه ای لبریز سئوال بر بالای سر دارد وقت رفتن . مانند همان کوزه که بر کنار مومیائی فرعونان مصر بود، وقتی کاوشگران اوایل قرن بیستم اهرام را گشودند و به درون رفتند بعد از هزاران. هیچ زندگی هم به تمامی پایان نمی گیرد. زندگی همه نقطه های خالی، نقطه چین دارند، نقطه چین هائی که هیچ گاه پر نشدند گوئی از ارزوها می گویم. آرزو که سلسله اقبال ناممکن است. آلیس هم آیا آرزوئی داشت. آری به باورم ارزوئی محال داشت، اما از آن یک آرزو که بگذری به همه آرزوهای خود رسید. از همین رو بود که در کهن سالگی هم در پشت لبخندهمواره اش، شادمانی ظریفی بود. انگار با گام های مطمئن به سوی خانه آخر رفت. فصه زندگی هیچ کس تنها زندگی نمی کند. آدمی با آدمی قصه حیات را می نویسد. در برخورد با آدمی دیگر، در عشق و کینه به او. در کشمکش با او. قصه آلیس هم تنها قصه او نبود. آیا آلیس که کبرا شد همان سرورالسلطنه بود. آیا سرورالسلطنه آلیس بود.حالا که قصه را تمام کردم از خود می پرسم آیا می شد بهترش گفت و نوشت. و مطمئن هستم که می شد. سهم من اما این بود. آلیس و سرورالسلطنه، همچون خانم، اول در واقعیت بودند از عالم واقع بیرونشان کشیدم، و به شهر قصه بردمش . ساختمشان از جنس آرزوهای خودم ساختم. وقتی درد کشیدند با هر دو درد کشیدم، وقتی سرورالسلطنه از سردار خواست به او تجاوز کند، دلم برایش لرزید. وقتی حاصل آن تجاوز را به جان بست دانستم چرا. وقتی به الیس گفت من مهرپور را با نفرت خواستم و با مهر پروریدم. جز خودم کسی ندانست چرا می گوید. و آلیس بود که مهر آن زن در دلش افتاد و سرورالسلطنه بود که از دخترک انگلیسی کبرا ساخت و او را همچون خیال خود کرد.حالا من کتاب را تمام کرده ام اما اگر عمرم باشد باید الیس را ادامه بدهم. آلیس تمام نیست.فقط وقتی به خود گفتم باز هم ترا خواهم نوشت دلم آمد که نقطه ای بگذارم و کتاب را به خزر واگذارم تا نگاهش کند. من در روزهای آخر انگار نمی توانستم غلط ننویسم. انگشتانم دنبال واژه های دیگری می گشت روی صفحه کلید ها و در پی درستی و نادرستی اش نبود. این کار به گردن خزر افتاد. که گفت اشک ریختم و خواندم. و گفت…بماند.اما حالا گذاشته ام یک ماهی استراحت کنم و بازگردم به دنیا. آن وقت قصه دوم را چه نام می نهم. هنوز نمی دانم .

فروشگاه اینترنتی کتاب برساد

نمایش کامل نقد و بررسی
وزن 250 g
موضوع

داستان فارسی مدرن

نویسنده/ نویسندگان

مسعود بهنود

ناشر

نشر علم

نوع جلد

شومیز

قطع

رقعی

تعداد جلد

1

تعداد صفحات

400

.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه ارسال کنند.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

    هیچ پرسش و پاسخی ثبت نشده است.

پرسش خود را درباره این کالا بیان کنید

ثبت پرسش
انصراف ثبت پرسش