کتاب من ملاله هستم اثر ملاله یوسف زی انتشارات داریوشI'm bored
0 (0)

0دیدگاه کاربران

در انبار موجود نمی باشد

کتاب من ملاله هستم اثر ملاله یوسف زی انتشارات داریوشI'm bored

0 (0)

0دیدگاه کاربران

موجود

تومان۳۰.۰۰۰

محصولات مرتبط

نقد و بررسی اجمالی

«رویای من این است: صلح در هر خانه ای، در هر خیابانی، در هر روستایی و در هر کشوری. آموزش برای هر پسر و دختری در این جهان… دیدن هر انسانی با لبخندی از شادی، آرزوی من است. من ملاله هستم. جهانم تغییر کرده است ولی خودم نه.»

فروشگاه اینترنتی برساد

نقد و بررسی

کتاب من ملاله هستم اثر ملاله یوسف زی انتشارات داریوش

معرفی کتاب
تاریخ، گواهی می دهد که انسانهای بسیاری برای رسیدن به هدفی خاص، نه تنها زندگی شان بلکه جان شان را فدا کردند تا آیندگان با آسودگی خاطر و به دور از ترس حضور بیگانگان به زندگی ادامه دهند.
« ملاله یوسف زی » از دختران جوانی است که برای به ثمر رساندن رویاهایش تا پای مرگ ایستادگی کرد و با نوشتن کتاب « منم ملاله » داستان زندگی خویش را جهانی و ماندگار ساخت؛ این کتاب از سوی نشر نگاه با ترجمه «صداقت حیاتی» راهی بازار کتاب شده است.
«منم ملاله» داستان زندگی و خاطرات نویسنده، از هنگام تولد در دره ای به نام “سوات” در کشور پاکستان تا ماجرای درمان و بهبود وی در بیمارستان بیرمنگام انگلستان است. این کتاب که از پرفروشترین های سال 2013 در زمینه اتوبیوگرافی است دربرگیرنده زندگینامه، خاطرات، ترس ها، آرزوها، جنگیدن ها، روزمرگی و واقعیت های زندگی دختری کم سن و سال است که به شکل کوتاهی علاوه بر زندگی اش تاریخ پاکستان را نیز برای خواننده مرور می کند.

خلاصه ای از کتاب
کتاب، در نهایت سادگی نوشته شده و اصلا باعث خستگی و دل زدگی خواننده نمی شود. در بسیاری از صفحات، مخاطب با ملاله همقدم می شود و طعم مبارزه برای رسیدن به هدف، تلخی ها، سختی ها، تبعیض ها و ظلم و ستم به مردم بی پناه را می چشد. ملاله در مقدمه کتاب به شکل خلاصه ماجرای زندگی اش تا زمان شلیک گلوله را تعریف می کند با این حال مخاطب را برای خواندن و دانستن چگونگی این اتفاق به تکاپو می اندازد: «پرسید:«ملاله کیست؟» هیچکس چیزی نگفت، ولی چند تا از دختران به من نگاه کردند…در این موقع او یک کلت سیاه را بالا گرفت، بعدا فهمیدم یک کلت 45 بوده است. بعضی دختران جیغ کشیدند، مونیبا به من گفت در این موقع من دستان او را می فشردم…وقتی به بیمارستان رسیدیم موهای بلند من و دامن مونیبا مملو از خون شده بود. ملاله کیست؟ منم ملاله و این داستان زندگی من است.»

دختـــران آفتاب
ملاله در این کتاب به دیدگاه مردم پاکستان در مورد زنان اشارات فراوانی می کند؛ دخترانی زیبا که مایه ننگ خانواده هایشان بوده اند. دخترانی که برخلاف دستورات دین اسلام مردم آنان را دوست نداشتند او در مورد تولدش می نویسد: «وقتی متولد شدم مردم روستا با مادرم هم دردی می کردند و هیچکس به پدرم تبریک نگفت…من در سرزمینی به دنیا آمدم که در آن برای جشن تولد پسران شلیک می کنند در حالیکه دختران را در پشت پرده قایم می کنند و نقش آنان در زندگی صرفا پخت و پز و بچه به دنیا آوردن است.» با این حال ملاله بارها به نقش مهم پدرش اشاره و اعتراف می کند در جامعه ای که زنان اهمیتی نداشتند پدرش -ضیاءالدین یوسف زی- مرد مسلمان معتقدی بوده است که استثنا به شمار می رود؛ وی می نویسد وقتی پدرم به فرانسه رفت تا جایزه ام را بگیرد، به حاضران گفت: «در آن گوشه جهان اکثر مردم با پسرانشان شناخته می شوند، من یکی از معدود افراد خوش شانسی هستم که با دخترم شناخته شدم.»

قدرت زنان، قدرت قلم
ملاله، از دختران جوان و مبارز پاکستانی است که علی رغم وجود طالبان بارها برای دفاع از حق تحصیل دختران در روزنامه های محلی و بین المللی مقاله نوشت و همواره نگران کودکانی بود که در زباله دانیها با صورتهای چرک و موهای ژولیده به کندوکاو می پرداختند و از آمـــوزش محــــروم بودند. او می نویسد: «دلم نمی خواست مردم مرا به عنوان دختری که طالبان به سوی او تیراندازی کرد، بشناسند بلکه دختری که برای حق تحصیل مبارزه کرده بود و زندگی ام را وقف این هدف خواهم کرد.»
ملاله معتقد است، قدرت قلم و زنان قابل مقایسه با هیچ چیز نیست؛ کلمات معجزه می کنند همانطور که زنان تحصیل کرده می توانند «انسانهای بزرگ» را پرورش دهند: «و من متوجه شدم مداد و کلماتی که به وسیله آن، این مطالب نوشته می شود می تواند بسیار قدرتمندتر از مسلسل، تانک یا هلیکوپتر باشد.» او گاهی از رسومی که باعث ظلم به زنان در کشور پاکستان می شود یاد می کند: «ما رسمی داریم به اسم «سوارا» (فروش دختران)، که دختری را می توان برای حل یک نزاع به قبیله دیگری داد. این کار رسما ممنوع است، اما هنوز ادامه دارد… چرا باید زندگی دختری خراب شود تا نزاعی حل گردد که هیچ ربطی به او ندارد؟»
ملاله از طالبان نیز می گوید؛ مردمی ظالم و بیرحم که از هیچ اذیت و آزاری کوتاهــی نمی کردند: «طالبان حتی زنان را از خندیدن با صدای بلند و پوشیدن کفشهای سفید منع کرده است، زیرا رنگ سفید به مردان تعلق دارد. زنان اگر از لاک ناخن استفاده می کردند در خانه حبس می شدند و آنها را کتک می زدند.»

فروشگاه اینترنتی برساد

نمایش کامل نقد و بررسی
وزن200 گرم
موضوع

رمان خارجی

نویسنده/ نویسندگان

ملاله یوسف زی

مترجم

همیلا قراگوزلو

ناشر

داریوش

نوع جلد

شومیز

قطع

رقعی

تعداد جلد

1

تعداد صفحات

167

نمایش همه مشخصات کالا

.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه(نظر) ارسال کنند.

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

    هیچ پرسش و پاسخی ثبت نشده است.

پرسش خود را درباره این کالا بیان کنید

ثبت پرسش
انصراف ثبت پرسش