کتاب پدر خوانده اثر ماریو پوزو انتشارات آسوThe God Father
0 (0)

0دیدگاه کاربران

در انبار موجود نمی باشد

کتاب پدر خوانده اثر ماریو پوزو انتشارات آسوThe God Father

0 (0)

0دیدگاه کاربران

موجود

تومان۳۴.۹۰۰

محصولات مرتبط

نقد و بررسی اجمالی

«به دوستانت نزدیک باش، به دشمنانت نزدیک‌تر. پدر ویتو کورلئونه با شخصی در دهکده درگیر می‌شود و آن شخص به مافیا شکایت می‌برد. پدر حاضر به زانو زدن در مقابل کدخدای محلی مافیا نمی‌شود و او را در حضور مردم به قتل می‌رساند. یک هفته بعد نیز جسد خودش را پیدا می‌کنند، تفنگچیان مافیا به دنبال ویتوی جوان به پرس‌وجو می‌افتند؛ چرا که احتمال می‌دهند ویتو بعدها به خوانخواهی پدر برخیزد. اقوام ویتوی دوازده ساله نیز او را مخفیانه به آمریکا می‌فرستند.
فروشگاه اینترنتی برساد

نقد و بررسی

کتاب پدر خوانده اثر ماریو پوزو انتشارات آسو

معرفی کتاب
کتاب پدرخوانده اثر ماریو پوزو ، که در سال ۱۹۶۹ نوشته است. ماجرای رمان بین سال‌های ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۵ اتفاق می‌افتد و داستان دربارهٔ خانوادهٔ مافیایی کورلئونه می‌باشد.

خلاصه ای از کتاب
داستان کتاب پدرخوانده درباره جنگ قدرت بین پنج خانواده مافیایی در نیویورک پس از جنگ جهانی دوم است. پس از اینکه دون ویتو کورلئونه مجروح می‌شود پسران او مایکل و سانی خواهان گرفتن انتقام می‌شوند. ویرجیل سولوزو که قاچاقچی هروئین است به دون کورلئونه تیراندازی کرده است. مایکل و سانی باید کسب و کار خانوادگی خود را حالا به کمک تام هاگن و دیگر از افراد رده بالای مافیا مدیریت کنند. پس از آنکه مایکل، «سولوزو» و افسر پلیسی را به قتل رساند درگیری به کل شهر گسترش پیدا کرد. نتیجه این درگیری‌ها کشته شدن سانی و ریاست مایکل بر باند مافیایی خانوادگیشان شد. پس از بازنشتگی «ویتو کورلوئنه» پسرش مایکل که به ریاست باند رسیده است تصمیم می‌گیرد که قدرت خانوادگیشان را با نقل مکان به لاس وگاس بازسازی کند. او برای این‌کار تصمیم می‌گیرد تا تمام باندهای رقیب را به قتل برساند. مایکل حتی شوهر خواهر خود را نیز به دلیل اینکه در قتل سانی دست داشته است می‌کشد. او پس از انتقام تمام دارایی‌های خود را به فروش می‌رساند و به نیویورک نقل مکان می‌کند.
جملاتی از متن کتاب
قاضی، مردی هیکل‌دار، که گویی می‌خواست با دو جوانی که پشت نیمکت ایستاده بودند در بیفتند، آستین‌های ردای سیاهش را بالا زد. صورتش سرد از نفرت و قدرت. اما در این میان یک چیزی درست نبود. آمریگو بوناسرا آن را حس می‌کرد، اما هنوز نمی‌توانست بفهمد که چیست. قاضی به تندی گفت: «شماها مانند بدترین مجرمان رفتار کردید.» آمریگو بوناسرا با خودش گفت:«البته، البته، مانند حیوانات، حیوانات.» دو جوان، با صورت‌های تازه اصلاح کرده و موهای براق‌شان حالتی به خود گرفتند و سرشان را به نشانه‌ی شرمساری پایین انداختند. قاضی ادامه داد: «شماها مثل حیوانات وحشی جنگل رفتار کردید و شانس آوردید که به آن دختر بیچاره تجاوز جنسی نکردید، وگرنه بیست سال حکم زندان بهتان می‌دادم.» قاضی مکثی کرد. چشم‌هایشان در پشت ابروهای قهوه‌ای رنگ بر پشتش نگاهی زیرکانه به آمریگو بوناسرایی که صورتش در هم رفته بود انداختند و سپس به سمت پوشه‌ای گزارش در جلویش پایین رفتند. اخمی کرد و گویی که برخلاف میل طبیعی‌اش راضی شده، شانه‌هایش را بالا انداخت. دوباره به حرف آمد و گفت: «اما به خاطر جوانی‌تان، به خاطر نداشتن سابقه، به خاطر خانواده‌های خوب‌تان، و به خاطر اینکه قانون به دنبال انتقام نیست، من شما را به سه سال زندان تعلیقی محکوم می‌کنم.»
این تنها تجربه‌ی چهل ساله‌ی آمریگو بوناسرا در برگزار کردن عزاداری حرفه‌ای بود که از بروز خشم و نفرت بر چهره‌اش جلوگیری کرد. دختر جوان زیبایش هنوز در بیمارستان بود، با فکی شکسته که به وسیله‌ی سیم به هم نگه داده شده بود و حالا این دو حیوان آزاد می‌شوند؟ همه‌اش یک بازی بود. او والدین خوشحال را تماشا کرد که بچه‌های عزیزشان را در آغوش گرفتند. آه، همه‌ی آن‌ها الان خوشحال و خندان بودند…

فروشگاه اینترنتی برساد

نمایش کامل نقد و بررسی
وزن350 گرم
نویسنده/ نویسندگان

ماریو پوزو

مترجم

نشیمن حیدری

ناشر

آسو

نوع جلد

شومیز

قطع

رقعی

تعداد جلد

1

تعداد صفحات

472

نمایش همه مشخصات کالا

.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه(نظر) ارسال کنند.

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

    هیچ پرسش و پاسخی ثبت نشده است.

پرسش خود را درباره این کالا بیان کنید

ثبت پرسش
انصراف ثبت پرسش